عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

140

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

احديت و در پناه عصمت ربوبيت‌ام كه در حال طفوليت و ضعف كودكى مهتر شياطين از من بازداشت ، و مرا در حفظ و عصمت خود نگه داشت . گويند كه : آن روز ابليس فرياد برآورد و گفت : بار خدايا اگر گرد عيسى نتوانم گشت كه گفته‌اى : إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ بعزّت تو خداوندا كه باز نگردم تا هر كه به دو نگرست زنّارى بر نه بندد ، و سنب خرى نپرستد ، رشك و غيرت آنكه عيسى را بنواختى و روشناس و مقرّب كردى ! وز حضرت عزّت فرمان مىآيد كه : أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ اگر در ايشان خيرى بود يا سعادتى در راه ايشان بودى ، از تو هم چون عيسى ( ع ) معصوم بودندى . لكن حكم ما ايشان را در ازل به بيگانگى رفت ، و صولت قهر ما ايشان را از درگاه ما براند ، و داغ نوميدى بر جان ايشان نهاد . ايشان را بر فتراك خويش بند كه ايشان سزاى تواند و تو سزاى ايشان . پيش تو رهى چنان تباه افتادست * كز وى همه طاعتى گناه افتادست اين قصه نه زان روى چون ماه افتادست * كين رنگ گليم ما سياه افتادست وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ - ابن عباس گفت : مكر اللَّه آن بود كه چون ايشان بكفر و گناه بيفزودند ، در نعمت بيفزود ؛ تا ايشان را بيكبارگى در نعمت بطر گرفت . كفر نهمار آوردند ، و در طغيان و ضلالت سر در نهادند ، آن گه ايشان را فرا گرفت پاره پاره از آنجا كه ندانستند . در آثار بيارند : كه يكى ابو الدرداء را رنجانيد . ابو الدرداء گفت : بار خدايا تن درست و عمر دراز و مال بسيار وى را ارزانى بدار ! عاقل كه درين سخن تامل كند داند كه : بدترين دعاهاست ، كه هر كه را اين دادند بطر و غفلت وى را از كار آخرت غافل